الفيض الكاشاني

185

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

زيرا دل هر گاه به چيزى مشغول شود از ديگر اشيا هرچه باشد خالى مىگردد . پس هر گاه به ياد خدا مشغول شود كه هدف ( اصلى ) است ناچار از غير خدا تهى مىشود ، در اين صورت لازم است كه مراقب وسوسه‌هاى دل و ديگر امورى باشد كه به دل خطور مىكند و مربوط به دنياست و نيز مواظب ديگر چيزهايى باشد كه به ياد مىآورد از قبيل حالاتى كه بر خود او و ديگران گذشته است زيرا هر گاه لحظه‌اى به آن امور سرگرم شود در همان لحظه دلش از ياد خدا خالى مىشود و اين نقيصه‌اى است كه بايد در دور كردن آن بكوشد و هر زمان كه تمام وسوسه‌ها را دفع كرد نفس به كلمه‌اى روى مىآورد كه وسوسه‌ها از آن كلمه سرچشمه گرفته است ، و مىگويد اين كلمه چيست و معناى گفتهء ما الله چيست ؟ و به چه معنى خدا و معبود است ؟ و در اين زمان خاطره‌هايى بر او عارض مىشود كه در انديشيدن را بر روى او مىگشايد ، و بسا كه از شيطان وسوسه‌هايى بر دلش وارد شود كه كفر يا بدعت باشد ، و هر گاه از آن وسوسه‌ها بدش بيايد و همّت گمارد كه آنها را از دل بر طرف سازد ضررى به او نرسد و خاطره‌ها تقسيم مىشود به آنهايى كه بطور قطع روشن است كه خدا از آن منزّه است ، ولى شيطان آن خاطره را در دلش افكنده و بر خاطرش جارى ساخته . بنابراين شرط آن ( رهايى از اين خاطره ) اين است كه به آن اهميّت ندهد و به خدا پناه ببرد و به درگاهش زارى كند تا شيطان را از او دور سازد ، چنان‌كه خداى متعال فرمود : وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ « 108 » و فرمود : إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ . « 109 » لازم است در آنچه دچار ترديد مىشود و بر استاد خود عرضه كند ، بلكه هر حالتى را كه در قلب خود احساس مىكند ، چه سستى و چه نشاط و چه توجّه و دلبستگى يا ارادت صادق آن را با استاد در ميان بگذارد و از ديگران پنهان

--> ( 108 ) اعراف / 200 : و هر گاه وسوسه‌اى از شيطان به تو برسد به خدا پناه ببر كه او شنونده و داناست . ( 109 ) اعراف / 201 : پرهيزكاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‌هاى شيطان شوند به ياد ( خدا و پاداش و كيفر او ) مىافتند و ( در پرتو ياد او راه حق را مىبينند ) بينا مىگردند .